Tag Archive | carlie simpkin

گرچه من

دست فراز کرده بود از یقه دست برده بود به پشت و زخم کشیده بود هر چه دست و بغض را مچاله می کرد در شاهراه بودنم من تمام شعرهایم را صدای تو کرده ام من تمام چشمها را دیدن تو باور کن از تردیدها و چشمها من مانده ام و حنجره ای کبود من […]