Tag Archive | جنگ

فتح جنگ و جنگل

*** برای پدرم که رنگ جنگل و نوروز است*** پرت می کنی ام در گاهِ خورشیدها که اوفتادند و بنفشه هایی _ که رنگِ بوسه های جاودانه ات بودند_ تا سرم بالا می آمدند و از نطفه ای ریز مرا نقطه می زدی بر آسمانِ سرکشیده می نشاندی ام بر ارتفاع درختان و ستاره می شمردی […]

سوریه هنوز ملتهب است

گرچه با ورود ایران به مذاکرات با ایالات متحده، و پذیرفتن دعوت روسیه توسط دولت بشار اسد، خطر حمله نظامی آمریکا و همپیمانانش به سوریه به تعویق افتاده است، همچنان سوریه هر روزه بحران خود را چندین و چندباره تجربه می کند. در این خصوص «هیات هماهنگی وطنی برای تغییر دموکراتیک » طی بیانیه ای […]

صدای آتش

رُسته گوشواره، گوش بر گوش سینه کشیده بر شیون، آسفالت شهر، گِل در سر رُسته رُسته ای بر آواز سکوت خورده و خون چکانده آواره ام کرده ای، شکایتِ شب تو انقلاب پوسته های زیرین خاکی و باد کاشته ات، کِشته بر مرداب زبان زده ای بر دریچه های مرگ من، و رستنگاه نقض مساوات […]

و آن دیگران

همیشه کس دیگری هست  که زودتر از تو  به بسترت خزیده است  تا پلک زنی  شبهایت باردار شده  خوابهایت پریشان  خورشیدت سوخته  رویایت دود  و جامه ات بر تن تَوَهُمی نو  مست است مست  همیشه کس دیگری هست **** تو آلوده ای  میان فراموشیهای گاه گاهت  میان وهم بخشایش و  پریانی که در راهند  میان […]

عقاب آزادی

از همدستی با مردگانی می آیم که با صدای جیر جیر زنجیرها نمی خوابند قاب بر آینه نمی کوبند خواب از مهتاب می دزدند و بر اندام خزیده ی تابوتها خبر از انفجار طاعون نفیر می کشند *** نفرین خاک بر سر داریم، و از هوای بالای دار جمجمه پر باد می کنیم، ای که […]

بعد از من این تو وُ…

همین امشب که زاویه های صدا و نسیم پر از شیونِ اجساد ِ بیدار است پای می کوبی و تلخی حاشیه ی ابروانت می خراشدم…می پراکند صبحی را که بر دوش خاک مُرد می خراشدم، می خراشدم زخمهای حافظه ای که سوخت زیر زانوان بندبندم می خراشدم… تا دیروز یک رودخانه مانده است و خروشی کز […]

کابوسهایمان تاویل می شوند

اینجا جایی روی زمین است. و من، و شما، شاید انسانیم. شاید هنوز زنده ایم. و شاید هنوز کبود دردهای جنگ، جنگی که قرن را پیموده، از خاکستر اجدادمان گذشته ، رحم مادرمان را درنوردیده، و تمام عروسکهای کودکی مان را زیر آوار کشیده، به گیسوهایش تجاوز کرده، به رویایش دخالت کرده، و از اکسیژن […]