Tag Archive | توهم

..و مرگ ترا کم داشت

و مرگ ترا کم داشت با دستهای بو گرفته اش از خاک و سیاه روی غلتیده در حرمان تو کم شده بودی از میان سایه های فراری با کلاهخودی پر از هوای خواب تفریق موری از لشگر سیاه و وهم که تاب می خورد در انبوه نیست ها و نبودهات تا در موازات طوفان و […]

آنچه شما نمی دانید – قسمت اول: آدمهای کاربردی

سلام! البته هنوز باید کمی فکر کنم. مدتهای مدیدی است که به معنی این کلمه می اندیشم و چیزی دستگیرم نمی شود. اینکه آیا واقعا اولین چیزی که آرزو می کنم سلامتی شماست، و یا  ریشه های نامشخص عربی من که نمی دانم کی و کجا به سرزمین اعراب وصل شد به من دیکته می […]