Archive | March 2014

You are browsing the site archives by date.

گرچه من

دست فراز کرده بود از یقه دست برده بود به پشت و زخم کشیده بود هر چه دست و بغض را مچاله می کرد در شاهراه بودنم من تمام شعرهایم را صدای تو کرده ام من تمام چشمها را دیدن تو باور کن از تردیدها و چشمها من مانده ام و حنجره ای کبود من […]

فتح جنگ و جنگل

*** برای پدرم که رنگ جنگل و نوروز است*** پرت می کنی ام در گاهِ خورشیدها که اوفتادند و بنفشه هایی _ که رنگِ بوسه های جاودانه ات بودند_ تا سرم بالا می آمدند و از نطفه ای ریز مرا نقطه می زدی بر آسمانِ سرکشیده می نشاندی ام بر ارتفاع درختان و ستاره می شمردی […]

..و مرگ ترا کم داشت

و مرگ ترا کم داشت با دستهای بو گرفته اش از خاک و سیاه روی غلتیده در حرمان تو کم شده بودی از میان سایه های فراری با کلاهخودی پر از هوای خواب تفریق موری از لشگر سیاه و وهم که تاب می خورد در انبوه نیست ها و نبودهات تا در موازات طوفان و […]