Archive | June 2013

You are browsing the site archives by date.

وقتی می شکند درست مثل آن است که

وقتی می شکند درست مثل آن است که با دست شکسته بنویسی، با پای شکسته بدوی و با دهان شکسته آواز بخوانی. وقتی می شکند و تکه تکه هایش روی صورتت پرت می شود، زخم می زند، در چشمانت می نشیند و از خون مردمکت می نوشد. فکرت را می خراشد و ….تمام می شود. […]

صدای آتش

رُسته گوشواره، گوش بر گوش سینه کشیده بر شیون، آسفالت شهر، گِل در سر رُسته رُسته ای بر آواز سکوت خورده و خون چکانده آواره ام کرده ای، شکایتِ شب تو انقلاب پوسته های زیرین خاکی و باد کاشته ات، کِشته بر مرداب زبان زده ای بر دریچه های مرگ من، و رستنگاه نقض مساوات […]

قلم آزاد یک ساله شد

  وبلاگم یک ساله شد. این اولین پستی بود که سال گذشته، بعد از هفت سال دوری از وبلاگ نویسی نوشتم. برای چند ساعتی از بیمارستان به خانه آمده بودم و مهیا می شدم برای ده روز بستری. بانی شروع مجدد وبلاگ نویسی ام کسی بود که اثر انگشتش در جای جای زندگی من، منِ […]

مثلث من مربع شده است

دوباره بازگشته ام به کار. کاری شبانه روزی. حالا دغدغه ی نان و هراس در خیابان ماندن و تن شدن بیش از تنهایی و فریاد شدن است، اعتراف می کنم. دیگر به در خیابان ماندن و راه رفتن تا صبح و جاده پیمودن عادت کرده ام. اینگونه هر بیقراری ام پاسخ می گیرد، زمین با […]

رویای انکار شکستگی

ما رویا می بینیم از خورشیدها که ابر می شکافند و حادثه ها را مهارِ شاخه ها می کنند و می افکنند مشتی خاطره ی پس مانده ی زخمی بر توهم اجزای خاک که نمی پرند   ما رویا می بافیم رویای آشفته ی آزادی خواب رویای بزرگ شدن از ریشه های در آب رویای […]