Leave a comment

رسانه هایی که شلیک …نِمی کنند

درست مثل بمب است، نه بمب ساعتی، نه حتا بمب خوشه ای ، مثل بمب اتمی می ماند، طیف زیادی را پوشش می دهد. از درون شعله می کشد و در آخر منجر به انفجاری غول آسا می شود. بله رسانه همین است.

گستردگی رسانه در تعریف رسانه های جمعی شمولی فراتر از جراید خبری دارد. هنر و ادبیات از جمله رسانه هایی هستند که گستردگی ای بسا فراتر از جراید و رسانه های خبری دارند، گرچه  بر اساس تعریفی که در فرهنگ علوم ارتباطات از رسانه آمده است، ” رسانه به وسایل و یا راههای ارتباطی ای گفته می شود که از آن طرق مفاهیم هنری به مخاطب رسانده می شود که شامل تلویزیون، رادیو، روزنامه، مجله، کتاب، تصاویر متحرک، و مطبوعات است.” [فرهنگ علوم مطبوعات و ارتباطات، مهاجری ع.ع. ، ص505، انتشارات مژده]  در واقع هنر به عنوان اولین و مهمترین رسانه، وسیله ی ارتباط با جمعیت کثیری از توده ی مردم است. پر واضح است که تأثیر گذاری رسانه های شنیداری و تصویری بر مخاطبان به مراتب بیشتر از جراید و مطبوعات نوشتاری است. موسیقی از آن جمله هنرهایی است که می تواند نقش مؤثرترین رسانه را ایفا کند، با مردم کوچه و بازار عجین شود، و بر سر زبانها بیفتد، تأثیری که موجب وحدت گروهی توده های مردم از طبقات مختلف می شود. خطرناک است، خطر دارد، وقتی این نوع رسانه هدفمند و خط دهنده ی مسیر حرکت توده ها شود. خطر وقتی بیشتر می شود که مخاطبان بیشتر می شوند. شاید هستند گروههای موسیقی، ترانه سراها ، شاعران و آهنگسازانی که زبان تند و صریحی دارند و اتفاقا خط شکن یا خط دهنده هم هستند اما خطرناک نیستند. چرا؟ به دو علت ساده: 1. مخاطبان کمی دارند یعنی طیف رسانه ای آنها بسیط نیست 2. طیفی را که مسیرساز می شوند در جهت مسیری هدایتگرند که در کنترل حکومت است و می توانند نه تنها به عنوان سوپاپ اطمینان چهره ای دموکراتیک از قوانین حکومتی نمایش دهند، بلکه درست به همان سمتی حرکت می کنند که حکومت پیش بینی می کند. (قانون دوم هال)ا

دائما تعجب می کنیم از اینکه نامهای پر آوازه ای چون یغما گلرویی با تمام ارتباطات خارج از مرزها، نشست و برخاست با بزرگانی که هویت هنری و ادبیشان صریح و روشن بوده و هست، و همکاری با بسیاری از خوانندگان و ترانه سرایان بنام با رزومه ای مشخص، با سرودن اشعاری کاملا معترض به راحتی به ایران باز می گردد و هنوز نیامده پوسترهای کلاسهای آموزش ترانه سرایی او در هر کنج و گوشه و جایی دیده می شود، کلاسهایش تعطیل نمی شود و حتا در تلویزیون جمهوری اسلامی به کرات ترانه های او به نام او خوانده و پخش می شود. در زمانی که در آلبوم هیچ هیچ شاهین نجفی ترانه های تندی ارائه داده است، و دو ترانه سرای دیگر آن آلبوم به شدت مورد تهدید، و تهمت در سایتها و رسانه های دولتی و حتا باشگاه خبرنگاران قرار می گیرند، تنها پاراگرافی به وی تخصیص می یابد و در حالی که دو ترانه سرای دیگر دائما و به بهانه های مختلف مورد بازجوییها، و کارشکنیهایی برای توقف فعالیتشان قرار می گیرند، او که حالا حتا روابطی دوصد چندان با خواننده ای که حکم ارتداد گرفته است، شاهین نجفی، بی هیچ مانعی نه تنها به فعالیتهای خود ادامه می دهد بلکه تشویق و تبلیغ هم می شود، آنهم در رسانه ملی. برنامه رادیو هفت که یکی از پر بیننده ترین برنامه های تلویزیون است سعی می کند با گنجاندن ترانه های یغما گلرویی نتنها بر مخاطبین خود بیفزاید بلکه تلاش کند که مبادا یغما گلرویی فراموش شود.  و حالا که سیر جدید دستگیری  هنرمندان آغاز شده است و حتا دوبلرهای سریالهای سوپ اوپرا ی ترکی کانال جِم، شبکه ای که همه می دانند دست آقازاده ها!!! بوده و هست، از قلم نمی افتند، پنج هنرمند مشهور دیگر، دو ترانه سرا (روزبه بمانی و افشین مقدم)، دو آهنگساز (فرزاد فتاحی وعلیرضا افکاری)  و یک تنظیم کننده،  پنج روز است که دستگیر شده اند (19 دی ماه 91) و تنها خبری که از آنها منتشر شده است از نوع اخبار “دهان به دهان” در سایتها و شبکه های اجتماعی بوده و بس. در این میان شایعه ای در برخی از سایتهای موسیقی منجمله “موزیک اِرا” پخش شده است که یغما گلرویی نیز ادعا کرده است که تحت تعقیب است و به همین جهت در تعطیلات روزهای پایانی ماه صفر به شمال! فرار کرده است!!!  البته بلندی تریبونی که در اختیار یغما گلرویی است بسی بیشتر از آنی ست که در دست نام آورانی چون روزبه بمانی و افشین مقدم بوده و هست. اما مادامی که این صدا از آن مسیری که بالا ذکر شد خارج نشود نیازی به فرار او نیست، خوش باشید یغمای گل، شمال خوش آب و هوا تر از اوین است.

: بحث بر سر کیفیت و نقد ترانه ها و اشعار آنها نیست، به شخصه با شعری که یغما گلرویی برای بیماران سرطانی سرود متأثر شدم:

مثبت بودن ساده نیست/
وقتی در جوابِ آزمایشت/
مقابل کلمه‌ی سرطان /
علامتِ + داشته باشی…//
همیشه به مارکِ ساعت‌های مچی /
بیشتر اهمیت می‌دهیم/
تا /زمانی که در حال گذر است/
و با آغازِ شمارش معکوس/
دست به دامنِ دکترها می‌شویم/
تا یکی از هزار دقیقه‌ی برباد رفته را /
به ما برگردانند…//
من اما تنها به یک لحظه‌ی کوتاه قانعم/
تا از آن عبور کنم/
با گرمای دستِ تو بر دستانم…

بحث بر گزیده شدن است. اینکه چه هنرمندی “خطرناک” است، و همکاری با هنرمندان و رسانه های برون مرزی اش تهدیدی علیه نظام است و چه هنرمندی دقیقا با سابقه ای یکسان و یکسطح محبوب نظام مورد جدل است.

از آن گذشته موضوع عدم انعکاس اخبار این هنرمندان توسط هیچ رسانه ای است. پس از گذشت پنج روز از دستگیری آنها توسط پلیس  فتاب به اتهام فساد اخلاقی و بعد انعکاس خبر با ادبیاتی فاتحانه توسط پایگاه خبری نیروی انتظامی جمهوری اسلامی،  هنوز هیچ رسانه ای توجهی به انعکاس این اخبار نداشته است. آیا هنرمندان و نویسندگان ارزش کوتاهترین خبر را ندارند؟ یا شاید از “شما” نیستند؟ فراموش نکنیم که قدرت رسانه ای هنرمندان در پوشش طیف گسترده ای از جامعه بسی بیشتر از هر نوع فعال سیاسی، اجتماعی، مدنی و یا حقوق بشری است. آنها صدای توده مردم هستند، از بطن مردم برخاسته اند، و اهمال در احقاق حقوق آنها خفه کردن صدای مردم است.

پ.ن: فرزاد فتاحی آزاد شده است

rouzbeh bemani

afshin moghaddam

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: