Leave a comment

من مرد بودم مردم.

 

من مرد بودم مردم.

شورش رها/ مرداد91

 

نیستی نیست هست

در تمام زوایای آسمان

می جنبد چشمهای بسته ام

نه تو در زخمی

نه زخم بر این ابرها

بی تو آغوش

گشوده ام تمام جهان را

زیر بالهایی فارغ از بال

وین زخمها که در من می پرورد

پریدن نمی توانند

من اینجا، که دیوار

بی تو دیوی تنهاست

صدایت را می شنوم

ناله ای که در من خواب می نالد

وگر تمام دریاها را

به خواب ببینم، دریا!

تو موج نمی شوی، نمی خیزی، نمی ایستی

در همین ساحل تشنه که منم

سالهاست ایستاده ام

و امیدی که در آغوشم

جای نمی گیرد

چون موج می کوبد بر چشمهای بسته ام

و رود می شود روانتر از

کوچه های بی بن بست

و تن ها را تنها می آویزد

از پنجره ها

من خواب می بینم که آزادیم

و بالهایمان

بادها را به زیر می کشند

در همین خواب که چشمهایم را

خورده

کشته می شوم، در ساحلی از تو خالی

کِشته می شوم،

خار! خاری از خود مجروح

این را چه شکوه؟!

شب تازیانه می زند

روز نمی داند

که ما سالهاست اسیر شبیم

وین سرودهای پشت خشتهای خشک

آوای ناله های بالهای در بند است

پر پر نزن! جهانِ راه راه راه ندارد

به آسمانی که روزی گم کردم.

درختها خضوع کردند

شاخه ها سوختند

و شوخ چشمهایم پلک نزد

او رفت غمگین

و نشست شاد … نه با …

و فراموش کرد

لبخندهایش

تلخ خند خارهای خراشیدگیهایم بود.

تو موج می شوی دریا!

بر چشمهایم می ایستی

و من تمام شب را

ایستاده می پایم

قبول کن قبل از تو

من، “مرد” بودم، مُردم.

From Brown Jenkins’ album of Alternative Art: Black Metal

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: